تبليغاتX
برکه ای به نام ...
 

هنگام شنیدن نام خاص او (قائمعج ) از جا بلند شو و به تبعیت از امام رضا علیه السلام رو به قبله دست راستت را روی سر و دست چپت را روی سینه بگذار.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 آبان1386ساعت   توسط کاتب  | 
 

هیچ می دانی خداوند از طریق "او" نعمتهایش را به بندگانش می رساند؟!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آبان1386ساعت   توسط کاتب  | 

۴. چهارمین شیوه یاری امام عصر علیه السلام: زینت بودن برای صاحب الزمان به وسیله‌ی جدیت در درستکاری و پرهیز از رفتارهای زشت.

گناهان به خصوص گناهان بزرگ و زشت‌کاری‌های فاحش اگر از ناحیه کسانی سر بزند که منتسب به امام زمان هستند و شیعه آن حضرت به شمار می‌روند، آبروی آن بزرگوار را در نزد بیگانگان به مخاطره می‌افکند و دل آن عزیز را آزرده می‌سازد. در مقابل، درستکاری، خویشتنداری و پرهیزکاری شیعیان به عزت امام عصر در جامعه می‌افزاید و قلب آن مولا را شاد می‌سازد. همه ما می‌توانیم برای حفظ آبروی امام عصر و مکتب تربیتی ایشان نسبت به درستکاری و پرهیز از کارهای زشت، دقت و تلاش دو چندان داشته باشیم و بدین گونه، امام وقت خود را یاری کنیم، چنانکه امیرمؤمنان به یاران خویش فرمود: «مرا با خویشتنداری [نسبت به زشتی‌ها] و تلاش [در راه خوبیها] یاری کنید.»(20)


20) ترجمه عبارت مشهور امیرالمؤمنین که در نامه‌اش به عثمان بن حنیف آمده ‌است. ایشان فرموده‌اند: اعینونی بورع و اجتهاد و عفة و سداد. نهج البلاغه نامه 45

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آبان1386ساعت   توسط کاتب  | 

3. سومین شیوه یاری امام عصر: یـاری شیعیـان امام زمـان علیه السلام

بخش مهمی از دغدغه‌های امام زمان علیه السلام به گرفتاری شیعیان ایشان مربوط می‌شود. شیعیان، خانواده امام زمان علیه السلام به ‌شمار می‌آیند. آن حضرت ایشان را مانند فرزندان خود دوست می‌دارد، به واسطه گرفتاری آنها اندوهگین می‌شود و از بابت پیروزی و نجات آنان شاد می‌گردد.

در تعالیم اهل‌بیت بیان شده که خوشحال کردن شیعیان ائمه در حکم خوشحال کردن خود آنهاست، دیدار و عیادت از شیعیان در حکم دیدار و عیادت از خود اهل‌بیت است و کمک مالی به شیعیان گرفتار به منزله کمک مالی به خود امام زمان علیه السلام است.

بر این مبنا اگر کسی نسبت به شیعیان امام عصر-که جان‌هایمان فدایش باد- احساس غیرت و وظیفه کند، گویی نسبت به پاسداشت حریم خود امام عصر غیرت ورزیده و به شخص ایشان یاری رسانده است.

بیایید به نیت یاری امام زمان علیه السلام، به یاری شیعیان گرفتار آن حضرت بشتابیم و به نیت خدمت به امام زمان در عزت بخشیدن به جامعه‌ی شیعه کوشا‌تر از پیش گام نهیم.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مهر1386ساعت   توسط کاتب  | 
با ارز پوزش از وقفه چندین روزه.

به زودی با مطالب مفید تازه برمی گردم.

ان شاء الله

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 مهر1386ساعت   توسط کاتب  | 
 

اگر تو را به عنوان دوستدار او می شناسند هیچ وقت کاری نکن که دیگران را نسبت به او بی اعتماد کنی. به یاد داشته باش که خیلی ها رفتار تو را به حساب او می گذارند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 شهریور1386ساعت   توسط کاتب  | 
 

دعای همراه با صلوات به اجابت نزدیکتر است. بعد از هر صلوات فرج او را از خدا بخواه.

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم."

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت   توسط کاتب  | 

 

2. دومین شیوه یاری امام عصر: تجلیل از امام زمان علیه السلام در جامعه

هر شیعه‌ای می‌تواند در تجلیل و بزرگداشت از امام زمان خود در جامعه بکوشد. این کار (یعنی گرامیداشت امام عصر در جامعه)، از غربت آن مولا می‌کاهد و توجه همگانی را به ایشان بیشتر می‌کند.

همه ما می‌توانیم تابلویی از نام امام خود را به جهت ابراز ارادت به امام عصر و تجلیل از ایشان در خانه یا محل کار نصب کنیم.

همه ما می‌توانیم به هنگام ذکر نام ایشان با احترام از آن حضرت یاد نماییم و بر او درود و صلوات بفرستیم.

همه می‌توانیم به هنگام بردن نام خاص ایشان یعنی لقب «قائم» برخیزیم، دست بر سر نهیم، ادای احترام کنیم و برای فرج ایشان دعا کنیم.(19)

همه می‌توانیم در روزهای منسوب به ایشان همچون نیمه‌شعبان، روزهای جمعه و عید‌غدیر با برگزاری مراسم ویژه برای آن حضرت، ولایت و امامت او را به یکدیگر یادآور شویم. حتی اگر نتوانیم برگزارکننده چنین مراسمی باشیم می‌توانیم در آن خدمت کنیم یا لااقل با حضور خالصانه خود به آن رونق بخشیم.

همه این کار‌ها، تجلیل و بزرگداشت از امام عصر علیه‌السلام به شمار می‌آید و شیوه‌ای از شیوه‌های یاری آن حضرت است.

 


 

۱۹) ) در کتاب انتظار، بذر انقلاب صفحه 150 و 151 آمده‌است: «از بهترین نشانه‌های حضور قلبی امام برای شیعیان، عرض ادب و ابراز احترامی است که نسبت به حضرتش، پس از شنیدن لقب مخصوص ایشان، «قائم» به عمل می‌آورند، یعنی از جای برمی‌خیزند، روی به قبله می‌کنند، دست بر سر می‌گذارند و از خدا شتاب او را در قیام، ‌درخواست می‌نمایند. از امام صادق، سبب این کار را پرسیدند فرمود:

زیرا برای او غیبتی دراز می‌باشد که در آن، از بس به دوستانش مهر می‌ورزد، چون وی را با لقب قائم که یاد آور دولت او و افسوس بر غربت اوست نام ببرند، بر آن‌ها نظر لطف و عنایت می‌افکند و لازمه‌ی بزرگداشت هر مولای بزرگوار، هنگامی‌که دیدگان شریف خود را بر بندگانش دوزد، برخاستن آن بنده‌ی شرمنده است. پس شیعه نیز در چنین حالی باید برخیزد و از خدای بزرگ بخواهد که زودتر آسودگی او را برساند و اندوه وی را بزداید.»

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت   توسط کاتب  | 

 

نیمه شعبان تمام شد اما ما همچنان دیده به راه ظهورش و دست بر دعا که: خدایا امسال آخرین جشن میلادش در  غیبتش باشد و اولین سال ظهورش.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 شهریور1386ساعت   توسط کاتب  | 
 

اگر توانستی یک تابلو کوچک با نام او تهیه کن و در اتاقت بگذار. هفته ای یک بار هم که شده نگاهت به آن خواهد افتاد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 مرداد1386ساعت   توسط کاتب  | 

 

 پس از اینکه اهمیت و ارزش «یاری امام عصر» را دانستیم و خواستیم که به این کار اقدام کنیم این سؤال پیش می‌آید که چگونه می‌توان امام زمان علیه السلام را یاری کرد، باری از دوش ایشان برداشت و غمی از غم‌های ایشان زائل ساخت.

این سؤالی است که خیلی‌ها با آن مواجه‌اند، اما چون پاسخش را نمی‌دانند نمی‌توانند به اقدامی عملی در این راه دست بزنند. در مسیر دستیابی به مقام نصرت گردنه‌ها و گلوگاه‌هایی وجود دارد که بسیاری، از گذرکردن از آن‌ها باز می‌مانند و در عمل موفق به این کار نمی‌شوند. اولین گلوگاه، جهل و بی‌خبری از این است که نصرت و یاری امام عصر در دین اسلام جایگاه رسمی دارد و دومین گلوگاه، این است که شخص بداند چگونه می‌تواند امام را یاری کند.

در این گفتار قصد بر این است که به پنج راه فراگیر و عمومی برای یاری امام عصر-ارواحنا فداه- اشاره کنیم. خصوصیت این شیوه‌ها قابلیت فراگیر شدن آنهاست، به این معنی که همه شیعیان اعم از متخصصان و غیرمتخصصان می‌توانند به آنها عمل کنند و به عنایت الهی نشان یاری امام عصر را نصیب خود سازند.

این پنج شیوه در یاری امام عصر علیه السلام از این قرارند:

1. اولین شیوه یاری امام عصر: دعوت از دیگران جهت بهره‌مند شدن از برکات امام زمان علیه‌السلام.

هر شیعه‌ای که نعمت وجود امام عصر را درک کرده و حلاوت عنایات او را چشیده باشد، می‌تواند وجود این نعمت را به دیگران خبر دهد و از آنها دعوت کند که با توسل به امام زمان علیه السلام از عنایات او بهره‌مند گردند. ارجاع دیگران به امام زمان علیه السلام برای رفع نیاز‌های مادی و معنویشان کاری بسیار ساده‌ است. این کار زمینه قدر‌شناسی امت از امام علیه السلام را فراهم می‏آورد و در غربت‌زدایی از این مولای کریم بسیار مؤثر است، از این رو به نوبه خود نوعی یاری امام عصر به شمار می‌آید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مرداد1386ساعت   توسط کاتب  | 
 

هر گاه احساس کردی برای انجام کاری نادرست وسوسه می شوی، از او کمک بخواه.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مرداد1386ساعت   توسط کاتب  | 

به زیر پای خود نگر، که دسته دسته، صف به صف

ستاده‌ایـم هـر طـرف، گرفته‌ایــم سـر بـه کـف

 

 

در کلمه‌ای قدسی نقل است که خداوند تعالی فرمود:

«محبوب‌ترینِ بندگان نزد من، کسانی هستند که حق مرا برپا داشته‌اند، و برترین و گرامی‌ترینِ این افراد، محمد است که سید و آقای خلائق است و بعد از او علی مرتضی برادر محمد مصطفی است و پس از علی دیگر امامان راستین، که حق را به پا می‌دارند. در رتبه بعد از ایشان کسانی قرار دارند که آنان (یعنی پیامبر و جانشینان او) را برای دستیابی به حقشان یاری می‌کنند و در درجه بعد کسانی هستند که آنان (یعنی پیامبر و اهل‌بیتش) را دوست دارند و از دشمنانشان بیزارند، اگرچه اهل‌بیت را یاری و نصرت نکرده باشند.»(18)

از این گفتار خدای بلند‌مرتبه درمی‌یابیم که بالاترین درجه‌ای که یک شیعه می‌تواند بدان دست یابد «رتبه یاری اهل‌بیت علیهم‌السلام» است و رتبه «محبت اهل‌بیت و بغض دشمنان ایشان» رتبه‌ای پایین‌تر از مرتبه «نصرت و یاری‌گری» است.

عموم شیعیان در دل خود محبت امام زمانشان را دارند و از دشمنان ایشان هم بیزارند، لیکن عموم آن‌ها توفیق یاری آن حضرت را ندارند. خیلی از ما اصلاً نمی‌دانیم که بالاتر از مقام محبت مرتبه دیگری هم به نام «مقام نصرت» یعنی «مقام یاری امام عصر» وجود دارد. چه بسا اگر بدانیم که علاوه بر محبت ورزیدن به امام عصر باید به یاری او نیز اقدام کنیم، به این کار توفیق یابیم. پس یکی از رسالت‌های افراد آگاه این است که شیعیان و دوستداران امام عصر را به یاری و هواداری از ایشان دعوت نمایند و به آنها گوشزد کنند که: «مقام یاوران امام بالاتر از مقام دوستداران امام است و ثواب و ارزش آنها نزد خدا بالاتر و محبت خدا نسبت به‌ آنها بیشتر است. پس سزاست که ما به محبت قلبی به حضرتش اکتفا نکنیم، بلکه در عمل به جمع یاوران حضرتش بپیوندیم.»

 


 

18) شیوه‌های یاری قائم آل‏محمد/صفحه 16/حدیث 2/به نقل از بحارالانوار/جلد 27/صفحه 26.

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مرداد1386ساعت   توسط کاتب  | 
 

هر وقت توانستی یک سفر زیارتی از طرف او انجام بده. مراقب باش از طرف چه کسی آمده ای! به اعتبار "او" به خیلی چیزهایی که حتی فکرشم نمی کنی خواهی رسید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مرداد1386ساعت   توسط کاتب  | 

 

 

امروز هم برای ما در مسیر استفاده از امام زمان علیه السلام و اعتقاد به برقرار بودن امامت او امتحان بزرگی قرار دارد. این امتحان با غیبت و پنهان‌زیستی امام زمان شکل گرفته است. لغزش‌گاه این امتحان آنجاست که غیبت او را مانع از بروز کلیّه آثار و برکات او بدانیم و در عصر غیبت نسبت به توسل، مراجعه و تمسک به ایشان تعلّل و کوتاهی بورزیم. به علاوه بپنداریم که اگر امام ما ظاهر بود بدون این که امتحانی در کار باشد از او بهره‌مند ‌می‌شدیم.

شاهد بر بی‌پایه بودن پندار کسانی که شرط لازم و کافی برای استفاده از امام را تنها ظهور او می‌دانند این است که اولاً عموم مردم در روزگار ظهور امامان پیشین آن‌ها را وانهادند و از ایشان استفاده شایان نبردند. (پس ظاهر بودن امام، شرط کافی برای استفاده از او نیست.) ثانیاً به شهادت تاریخ، شیعیانی که در همین روزگار غیبت، توسلات عمیق و جدی به امام زمان داشته‌اند از ایشان بهره برده و می‌برند. (پس ظاهر بودن امام، شرط لازم برای استفاده از او نیست.)  خلاصه آنکه غیبت، دلیل موجهی برای استفاده نکردن ما از امام نیست، چنانکه ظهور نیز عاملی قهری برای کسب فیض از امام نمی‌باشد.

آری قصه «آن چاه پر از آب که وانهاده‌ شده»، قصه غربت امام زمان ماست و قصه همان مرد داناست که نادانان قدر او را نمی‌دانند و نیازمندان، از دانش او سود نمی‌جویند.

رو کنیم به کلام امام صادق که در تفسیر و رمز‌گشایی از کلام حق درباره آن «چاه‏های فرونهاده شده» ‌فرموده است: «معنای آیه چنین است: چه بسیار عالمی که کسی به او مراجعه نمی‌کند و از علم او بهره نمی‌برد.»

 باز هم تکرار می‌کنم: «بیایید به امام زمانمان مراجعه کنیم و از علم، هدایت و دیگر برکات او بهره ببریم.»

و باز می‌گویم: «مراجعه ما به ایشان دو فایده در پی دارد. اول سعادت برای ما و دوم رفع غربت از او، که نزد اهل محبت و ولایت فایده دوم مقدم بر فایده نخست است.»

و می‌گویم: «مراجعه به امام زمان موکول به دیدار حضوری و ملاقات جسم شریف ایشان نیست. تمسّک و توسّل به امام، نیازمند پایان یافتن غیبت نیست، بلکه به فرموده پیامبر در عصر غیبت نیز می‌توان از نور ولایت آن حضرت پرتو گرفت و بهره‌مند شد.»

و با تو می‌گویم: «ای شیعه امام زمان! در تمام تصمیمات زندگی‌ات و به هر کاری که می‌خواهی اقدام کنی با دلت و با زبانت، خود را به آن ابرمرد ملکوتی پیوند بزن و بگو یا صاحب الزمان! مرا دریاب! تا در این تصمیم و در این کار موفق باشم و مورد عنایت حق متعال قرار گیرم.»

و می‌گویم: «بهره بردن از این معدن پرمایه بی‌رنج و سختی هم نیست، پس در راه رسیدن به این گنج از تلاش و پایداری مپرهیز.»(17)

آری، هرچه مراجعات ما شیعیان به این منبع نور و معدن خیر، بیشتر و بیشتر شود و هرچه آثار و برکات مشاهده شده از این مولای کریم زیادتر گردد، شوق و رغبت امّت به او رو به فزونی خواهد گذاشت و همپای رفع محرومیت ما از آن حضرت، غربت ایشان نیز در میان ما کم خواهد گشت. ای کاش به چنان رشدی نائل گردیم که از محرومیت خودمان دل‌آزرده باشیم و از غربت اماممان دل‌آزرده‌تر!

 

 


 

17) مرحوم محدث نوری -که از عالمان فرهیخته شیعه و از ارادتمندان دلسوخته امام عصر است- می‌نویسد: «در ایام غیبت که لطف خاص حق از خلق برداشته شده -به علت سوء کردارشان- باید با رنج و تعب و عجز و لابه و تضرع و انابه، از آن جناب فیضی به دست آورد و خیری گرفت و علمی آموخت، مانند تشنه‌ای که بخواهد از چاه عمیق، تنها به آلات و اسبابی که باید به زحمت به دست آورد، آبی کشد و آتشی فرو نشاند. لهذا تعبیر فرمودند از آن حضرت به «بِئر معطله» (آفتاب در غربت/دکتر سید محمد بنی هاشمی صفحه321، به نقل از کتاب النجم الثاقب صفحه 109)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مرداد1386ساعت   توسط کاتب  | 
 

هر روز مقداری صدقه برای سلامتی
او کنار بگذار.
مهم نیست چقدر باشد. مهم این است که
هر روز به یادش باشی.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت   توسط کاتب  | 

 

 

به عنوان نمونه امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی علیهما‌ السلام، در زمانی که حاکم مسلمانان بودند و مردم را علناً به راه حق دعوت می‌کردند، نمونه‌هایی از آن قصرهای مرتفع و بلند به شمار می‌آیند. امام حسین علیه السلام در عصر حکومت یزید نیز نمونه‌ای دیگر از آن قصرهای بلند و آشکار است. آن حضرت آشکارا سخن خود را به امت ابراز کرد.

از طرفی دیگر امامانی همچون امام هادی، امام عسکری و امام زمان علیهم السلام نمونه‌هایی از آن چاه‌های پر از آب هستند که متروک مانده‌اند. این بزرگواران روزگار امامت خویش را عمدتاً در سکوت و خفا گذرانده‌اند.

حقیقت دردناکی که در آیه شریفه بیان شده این است که ‌نه ‌تنها این چاه‌های پر از آب متروک و بی‌استفاده مانده‌اند، بلکه آن قصرهای آشکار و بلند نیز چنین‌ مهجور و بی‌استفاده رها شده‌اند. در آیه شریفه اشاره شده که هم آن چاه‌های پر از آب و هم آن قصرهای مرتفع، مهجور و غریب مانده‌اند. ساده‌انگاری است که بپنداریم مردم زمان امیرالمؤمنین یا امام حسن مجتبی یا امام حسین علیهم السلام عموماً سخنان ابراز شده آن بزرگواران را به جان می‌خریدند و چون آنها را در صحنه علنی اجتماع ظاهر می‌دیدند، بهره کافی را از آنان می‌بردند.

آیا اطرافیان علی علیه السلام نصیحت‌های او را در کنار گذاشتن بدعت‌های دو خلیفه اول پذیرفتند؟ آیا مدعیان هواداری مولا بینش ژرف او را در نبرد با سپاه دروغ‏پرداز معاویه که قرآن‏ها را بر سر نیزه‌ها کرده بودند، حرمت نهادند؟ آیا سپاهیان امام مجتبی هنگامی که آن‌ها را به جهاد فرامی‌خواند، به درستی دعوتش را لبیک گفتند؟ و آیا در آن هنگام که سست‌عنصری آن‌ها کار را بر امام و یاران باوفایش سخت کرد، بر تصمیم او درباره صلح به رغبت گردن نهادند؟ آیا ندای یاری‌طلبی امام حسین بن علی در کربلا به درستی پاسخ داده شد؟ آیا زین‌العابدین، باقرالعلوم، امام صادق، امام کاظم، امام رضا و دیگر امامان علیهم السلام، کانون توجه مردم عصر خود بودند؟ آیا از این بابت که آنها ظاهر و آشکار بودند مردم قدر آنها را می‌دانستند و از گرد آنها پراکنده نمی‌شدند؟ مگر مردم کوفه نخست، از یزید بیزار و به امام حسین امیدوار نبودند؟ مگر حسین بن علی را نعمت خدا برای خود نمی‌دانستند؟ مگر او را به سرزمین خویش فرانخواندند؟ خواندند اما در راه بهره‌مند شدن از او مردانه پایداری نکردند. آری امامان چه ظاهر باشند و چه غایب گنج الهی‌اند و برای دستیابی به ساحت آنان باید امتحاناتی را پشت سر گذاشت. اما چه بسیارند کسانی که در این امتحان‌ها ایمان خود را می‌بازند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت   توسط کاتب  | 
 

در مواقعی که مشکلی داری قبل از هر کس از او کمک بخواه.

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت   توسط کاتب  | 

یا رب از ابـر هـدایت بـرسـان بـارانی

پیشـتر زانکه چو گردی ز میان برخیزم

 

 

 

خدای متعال می‌فرماید: «چه بسیار ... چاهی که وانهاده شده و چه بسا قصر بلندی که چنین است.»(15)

چه بسیار که خداوند در اثر ستمکاری مردم آنها را از نعمت‏های خود محروم می‌سازد. این سنت الهی است و در تمام امت‌ها سابقه داشته است.

خداوند در این آیه شریفه به محروم شدن برخی از مردم از نعمت‌های خویش اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که در پی محروم شدن خطاکاران از نعمت‌های الهی، بسیاری از این موهبت‌ها در طول تاریخ بدون استفاده مانده است؛ فی‌المثل چاه‌های پرآبی که دیگر رهگذری آنها را پیدا نمی‌کند، بر سر آنها نمی‌آید، دلوی در آن‌ها نمی‌افکند و عطشی فرونمی‌نشاند؛ و قصرهای بلندی که چشم‌ها را می‌نوازند (و مانند چاه‌ها مخفی نمانده‌اند) اما با این حال کسی در آنها سکونت نمی‌کند و در سایه‌ی آنها آرام نمی‌گیرد!

در این کلام خدا حکایت از دو چیز هست. اول حکایت از محرومیت مردم ستمکار از نعمت‌های خدا و دوم حکایت  از مهجور، غریب و بی‌استفاده ماندن آن نعمت‌ها.

اینک ما از مفهوم ظاهر آیه آگاهیم. ظاهر آیه اشاره به قصرهای بلند و چاه‌های پرآبی دارد که از اقوام هلاک شده‌ به جای مانده است، اما باطن و تأویل آیه حکایت‏گر از چیست؟ به تعبیر دیگر نمونه عینی و مصداق کلام حق در امت اسلام و عصر حاضر چه چیز یا چه چیزهایی است؟

در روایات اهل‏بیت آمده که: «منظور از "چاهی که وانهاده شده" امامی است که سکوت اختیار می‌کند و مقصود از "قصر بلندی" که خدا به آن اشاره فرموده امامی است که سخن خود را ابراز می‌نماید.»(16)

 

 


 

15) سوره مبارکه حج/ آیه 45

16) کافی/ باب فیه نکت و نتف من التنزیل فی الأئمه/ حدیث 75

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت   توسط کاتب  | 

درسی از رژیم‏های سخت غذایی (۲)

 

همین امر مرا به فکر فرو برد که امروزه درصد قابل توجهی از ما حاضریم برای داشتن بدن سالم و اندام متناسب هزینه‌های مالی را پذیرا باشیم و با رعایت رژیم‌های سخت خود را در فشار قرار دهیم. با خود فکر کردم آن عاملی که باعث می‌شود خیلی از ما رنج‌های بسیاری را در راه‌ لاغر ‌شدن متحمل شویم این است که داشتن اندام سالم و خوش‌آیند برای ما در درجه بالایی از اهمیت است و آن را به منزله یک گنج گران‌بها می‌دانیم. به علاوه همه ما در باطن خود قبول داریم که برای رسیدن به هر گنجی، شایسته است که رنج‌هایی را متحمل شویم. وقتی به این نکته توجه کردم دیدم که ما مردم تنبل و کسلی در راه رسیدن به آرزوهایمان نیستیم. کافی است که گنج بودن چیزی را درک کنیم تا برای رسیدن به آن زحمت بکشیم و روزها و هفته‌های پی در پی بلکه ماه‏های فراوان برای کسب آن تلاش کنیم. به خود نهیب زدم که اگر هر یک از ما گنج بودن امام زمان را درک کنیم، با همین منطق و پشتکاری که داریم، حاضر خواهیم بود که رنج‌ها و سختی‌ها را برای رسیدن به او و کسب فیض از جانب او به جان بخریم. همراه با همین فکر‌ها به مطالعه کتاب ادامه می‌دادم و جالب آن‌که متوجه شدم نویسنده کتاب در چند جای آن «دستیابی به اندام متناسب» را گنجی نامیده که برای رسیدن به آن باید متحمل رنج شد.

مثلاً در صفحه 27 کتاب آمده‌ بود: «ما مشاهده کرده‌ایم کسانی که با انگیزه سلامتی و فرار از مشکلات و ضررهای چاقی به سوی برنامه می‌آیند، معمولاً خستگی‌ناپذیرند و راه طولانی برنامه را اغلب تا آخر عمر ادامه می‌دهند و رنج آن را تحمل می‌کنند. زیرا انگیزه آنان با عواملی مؤثرتر درآمیخته ‌است. از همین رو به همه افرادی که پا در این راه می‌گذارند توصیه‌ می‌کنیم که از ضررهای چاقی باخبر باشند و بدانند که برای به دست آوردن گنج سلامتی، نابرده رنج گنج میسرشان نمی‌شود.»

کاش روزی برسد که همه ما همان‏طور که به فکر رژیم‌های غذایی مناسب هستیم و سلامت خود را در رعایت چنین برنامه‌هایی پی‌گیری‌ می‏کنیم، به فکر ولیّ‏نعمت خود نیز بوده و برای تقرب به سوی او تلاشگر و خستگی‌ناپذیر باشیم. دعای برفرج و سلامت او را جزو برنامه‏های جدی روزانه خود قرار دهیم و با پیگیری اقدامات عملی در جهت یاری او و بهسازی جامعه شیعه که به او منتسب است، یک رژیم جدّی و مؤثر را پیگیری کنیم. این آرزوی نابجایی نیست. هست؟

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 مرداد1386ساعت   توسط کاتب  | 

انتــظار مـقدم دلـدار می‌باید کشید

در وفاداری جفا بسیار می‌باید کشید

 

درسی از رژیم‏های سخت غذایی (۱)

 

درست در زمانی که مشغول نوشتن مجموعه حاضر بودم کتاب جالبی به دستم رسید که در همان ساعات اولیه‌ بیش از صد صفحه‌ی آن را با دقت و علاقه خواندم. عنوان کتاب «معجزه‌ای برای چاق‌ها و لاغرها» بود. در این کتاب توصیه‌های عملی جالبی برای کسانی که دوست دارند اندامی ‌متناسب داشته‌ باشند، وجود دارد. تعداد صفحات کتاب 367 صفحه در قطع رقعی است و قیمتی معادل 34000 ریال دارد و به نسبت، کتاب گران‌قیمتی به شمار می‌آید.

نکته‌ای که توجه مرا به خود جلب کرد، این بود که دیدم این کتاب ظرف مدت کوتاهی به چاپ هجدهم رسیده‌ است و جالب‌تر آن‌که شمارگان نشر کتاب در چاپ هجدهم نه دوهزار و سه هزار بلکه ده‌هزار نسخه است‌.

این امر نشان دهنده استقبال خوب و گسترده‌ی هم‌وطنان به این کتاب و در حقیقت موضوع آن بود. برایم خیلی جالب بود، در شرایطی که علاقه‌مندی به مطالعه در کشور ما در سطح مناسبی نیست چه انگیزه‌ای باعث شده که این تعداد از مردم حاضر شوند برای خرید یک کتاب تقریباً گران هزینه ‌کنند.

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 
 

برای فرج او زیاد دعا کن.

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 

نابرده رنج گنج میسر نمی شود! (۴)

 

عقیده به حضور امام غایب بر روی زمین و اعتقاد به این‌که امامت او در همین عصر نیز برقرار است، از بزرگ‏ترین نمونه‌های ایمان به غیب است. چنانکه عقیده به حتمی بودن بهشت و دوزخ بدون اینکه آنها را دیده یا لمس کرده باشیم از نمونه‌های چنین ایمانی است. اگر پیامبر راستگو فرموده که بهشت و دوزخ حق است ما آن را می‌پذیریم و به آن ایمان می‌آوریم، همین‌طور است وقتی که پیامبر خدا به ما خبر می‌دهد که همواره تا روز قیامت در میان مردم یکی از افراد خانواده من به عنوان پناه برای آنها حضور خواهد داشت و امت من می‌توانند به او توسل جویند و از او بهره‌مند شوند ولو آنکه در غیبت باشد. ایمان ما به غیب در این‌جا به این معنی است که گفتار پیامبر را تصدیق کنیم و به آن در دل و عمل پایبند شویم ولو آن‌که آن امام را در ظاهر ندیده‌ باشیم و به مفید بودن توسل به او معتقد بمانیم ولو آن‌که برای مدتی اثر و فایده این توسل را به چشم خود نبینیم.

ما نباید بپنداریم که چون امام زمان ما غایب است امکان استفاده از ایشان وجود ندارد و اگر آن حضرت ظاهر بود همه ما از ایشان به راحتی استفاده می‌کردیم. این فکر از چند جهت اشتباه است.

اول از این جهت که ظهور علنی ائمه در جامعه به معنی این نیست که برای استفاده از ایشان هیچ امتحانی در میان نباشد. تجربه مردم روزگار پیامبر و یازده امام پیشین نشان می‌دهد که برای مردم آن روزگاران نیز امتحاناتی وجود داشته و چه بسیار می‌شده که تنها افراد معدودی در کنار پیامبر و امیرالمؤمنین و فرزندان ایشان باقی می‌ماندند و دیگران از صافی امتحانات عبور نکرده، و در نتیجه از بهره‌مندی از آن بزرگان محروم می‌ماندند.(14)

دوم از این بابت که غیبت امام نیز مانع استفاده از ایشان نیست. گفتار صریح پیامبر مؤید قابل استفاده بودن خورشید امام ولو در عصر غیبت است. آن حضرت در مجلسی به یاران خویش خبر از دوازده جانشین خود داد و فرمود که دوازدهمین ایشان غیبتی طولانی خواهد کرد. جابر بن عبدالله انصاری از پیامبر پرسید که آیا با وجود غیبت، شیعیان او می‌توانند از او بهره‌مند گردند؟ پیامبر پاسخی محکم و روشن به او عنایت فرمودند که باید عمیقاً مورد توجه ما قرار گیرد. پیامبر فرمودند: «آری قسم به آن کسی که مرا به نبوت برگزید (یعنی قسم به خدا!) شیعیان او در عصر غیبتش از او منتفع می‌گردند و از نور ولایتش پرتو می‌گیرند.» تجربه شیعیان هم در طول تاریخ ثابت کرده که غیبت آن بزرگوار مانع استفاده از ایشان نیست و کسانی که توسلات مداوم به ایشان داشته‌اند، از محضر آن حضرت بهره‌های فراوان برده‌اند. نهایت اینکه در بیشتر موارد، استفاده از آن حضرت موکول به توسلی جدی، حقیقی و خالصانه بوده است و پس از طی آزمایش‌هایی میسر گشته است.

سوّم اینکه مگر ائمه پیشین همواره برای تمامی شیعه، در سراسر جهان قابل دسترسی بودند، مسلّماً خیر، در این صورت برخی از آثار غیبت بر زندگی ایشان نیز حاکم بوده است و همانگونه که نبود امکان ارتباط رودررو، اصل وجود و امکان توسّل روحانی به ایشان را زیر سؤال نمی‏برد، غیبت مولایمان امام عصر علیه السلام نیز مجوزی برای عدم پایبندی و توسّل نجستن به ایشان نخواهد گردید.

اگر به راستی طالب بهره‌مندی از امام عصر هستیم، این کار را تا زمان ظهورش به تأخیر نیندازیم، زیرا برای آن عصر نیز آزمون‏هایی در پیش است. بیاییم اقبال به سوی آن حضرت را با توسل به ایشان از همین حالا جدی بگیریم که کار امروز را نباید به فردا واگذاشت و مبادا سختی‌های راه و طولانی بودن آن ما را از طلب باز دارد که؛ نابرده رنج، گنج میسّر نمی‌شود.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 

نابرده رنج گنج میسر نمی شود! (۳)

 

خداوند گنج اجابت را در پس برخی از دعاهای ما مخفی کرده است تا از این رهگذر، پیوند ما را با خود تداوم بخشد و شدت ایمان ما را به سنجش بگذارد. اگر با اولین دعا، گنج اجابت به ما داده ‌شود، دیگر دعا کردن ارزش خود را به عنوان یک عبادت از دست می‌دهد. به همین دلیل خداوند، اجابت را در میان دعاهای ما پنهان کرده است. معنی این کلام این است که مثلاً هفتاد بار از او طلب مغفرت می‌کنیم، امّا مغفرت الهی تنها در اثر یکی از این هفتاد بار که معلوم نیست کدام یک از آنهاست به ما عطا می‌شود. لذا در دین توصیه شده که به دعا در هیچ موقعیتی کم‏توجهی نکنیم، زیرا امکان دارد که اجابت در دل همان دعایی پنهان باشد که ما آن را جدی نمی‌گیریم. نیز توصیه شده که در دعا کردن اصرار، پافشاری و تداوم داشته باشیم، زیرا اگر کسی پس از مدتی از دعا خسته شود و دست از طلب بردارد، خود رسماً اعلان کرده که از حق متعال و کمک او ناامید شده ‌است. خلاصه این که رسم درست دعا کردن این است که از تداوم در آن خسته و ناامید نشویم و یقین داشته باشیم که سرانجام خورشید عنایات الهی از پس ابر‌ها خواهد درخشید.

همین وضعیت در مورد توسل به امام عصر علیه‌السلام و تمسک به او -که خلیفه خداست- وجود دارد. در راه تمسک به امام زمان نیز ایمان مؤمنان با محک صبر آزموده می‌شود.

گاهی از ناحیه مقدسه امام عصر علیه السلام به توسلات ما خیلی صریح و خیلی سریع پاسخ داده می‌شود تا از یاد نبریم که در این درگاه واقعاً خبرهایی هست و از این پیامبرزاده معصوم حقیقتاً کارها بر‌می‌آید. گاه نیز در پاسخ به توسلات ما، تأخیر می‌شود یا خواسته ما دقیقاً به نحوی که مورد نظر ماست برآورده نمی‌شود.

در مورد این تأخیرها و تغییرها باید بدانیم که برخی از آن‌ها به سود ما و بنا بر حکمت‌هایی است که خود نمی‌دانیم و تنها بر اثر گذشت زمان برای ما روشن می‌شود. گاه نیز تأخیر در پاسخ‌ها یا پاسخگویی به شکلی که مورد نظر ما نیست، امتحان الهی است تا یقین ما در اعتقادمان نسبت به حقانیت امام عصر علیه‌السلام آزموده ‌شود؛ تا روشن شود که باور ما به این‌که امام عصر از احوال ما مطلع است و اخبار ما از او پوشیده نیست، چقدر عمیق است و ایمان ما به گفته‌های خدا و رسول و اهل‌بیت درباره او چه اندازه ریشه‌دار است.

یکی از بزرگترین مصادیق «ایمان به غیب» که از صفات بندگان برگزیده است، ایمان به امامت امام غایب است. خداوند متقین را در قرآن چنین وصف می‌کند: «متقین کسانی هستند که به غیب ایمان می‌آورند و...»(13)

+ نوشته شده در  جمعه 29 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 

نابرده رنج گنج میسر نمی شود

 

استفاده از امام -که جان‌های ما فدایش باد- درجات و سطوح متفاوت دارد، و خداوند در هر مرحله و در هر درجه به تناسب، ما را می‌آزماید.

اگر چنین بود که هر کسی که به خانه پیامبران و جانشینان ایشان مراجعه می‌کرد، بلافاصله هرچه را می‌خواست (اعم از حوایج مادّی و معنوی) دریافت می‌نمود، آیا دیگر یک کافر باقی می‌ماند؟ مسلماً سودجویان بی‌ایمان نیز برای جلب منافع شخصی در آستانه این بزرگان رحل اقامت می‌افکندند و حتی برای کسب منافع بیشتر از برخی مؤمنان حقیقی نیز پیشی می‌گرفتند. اگر چنین بود آیا ایمان چنین مدعیانی ارزشی هم داشت؟ و آیا آنها مستحق ثوابی هم بودند؟ در صورت این فرض آیا مؤمنان حقیقی از مدعیان دروغین ایمان بازشناخته می‌شدند؟ در آن صورت چه ‌بسا دنیاپرستانی که در باطن کینه اولیای خدا را داشتند و به ایشان حسد می‌بردند، در مراجعه به پیامبران و امامان از دیگران پیشی می‌گرفتند و با دورویی خود را به‌ آنان نزدیک و نزدیک‏تر می‌ساختند، تا از گنجینه کرامات آنها بیشتر بهره ببرند.(12)

امّا از آنجا که خداوند اراده کرده تا سرانجام مؤمن راستین از مدعی دروغین تفکیک گردد، دنیا را از آزمون‌های گوناگون لبریز ساخته و در بوته پرحرارت این آزمایش‌ها عیار ایمان مؤمنان را به محک صبر و چگونگی رویارویی با حوادث روزگار می‌سنجد.

راستی که عجب تقدیر شگفت و خیره‌کننده‌ای دارد، خدا!

از یک‌سو با قراردادن گنجی چون امام علیه‌السلام، در میان ما مردم راه ما را به سوی بهره‌مندی از این گنج پرنعمت باز کرده است و از سوی دیگر با قرار دادن سنگ‏ها و رنج‏هایی در این راه، دست نااهلان را از رسیدن به این گنجِ بی‌نظیر کوتاه می‌کند و صبوری مشتاقان واقعی را می‏آزماید.

آری، همان گونه که گنج هست و حقیقت دارد، رنج هم در راه رسیدن به گنج وجود دارد.

هدف این گفتار ترساندن و ناامید کردن کسانی نیست که تازه دریافته‌اند چنین گنجی وجود دارد. بلکه هدف، نیرو دادن و تشویق چنین افرادی است به پایداری در راه رسیدن به آن گنج و به اینکه با مواجه شدن با موانع از جستجوی آن خسته و ناامید نشوند. هدف این است که ارزش ایمان خود را بدانیم و آگاه باشیم که خداوند ایمان ما را با صبر می‌آزماید. برای فهم این مطلب «دعا» مثال خوبی است.

ما شک نداریم که خدا بر حل مشکلات ما تواناست و شک نداریم که او به ما گفته که دعا کنید و از من بخواهید تا مشکلات شما را حل کنم. شک نداریم که او فرموده من به دعاهای شما پاسخ خواهم داد. امّا آیا هر بار که چیزی از خدا خواسته‌ایم، در همان لحظه خواسته ما به ما داده شده است؟ تجربه نشان داده که خیلی وقت‏ها پاسخ خداوند فوری به ما نمی‌رسد. یکی از دلایل این امر این است که ایمان ما به شنوا بودن خداوند، به اینکه او خلف وعده نمی‌کند و اینکه او بر حل مشکل ما تواناست و اینکه او برآورنده نیازهاست، آزموده شود.

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 

در بیابـان گر به شوق کعبه خواهی زد قـدم

ســرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور

 

نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود!(۱)

 

امام زمان علیه السلام، گنج پرنعمتی است که خداوند آن را در میان ما نهاده است. به ما توصیه شده که برای اصلاح تمام امور زندگیمان به ایشان مراجعه کنیم و از آن حضرت یاری بجوئیم. این معنای «تمسک به امام» است. اگر ما خالصانه از او استمداد کنیم، یقیناً او یاریمان خواهد کرد. او خلیفه خدا در زمین است. او دست بخشنده خداوند در میان ماست. او عصاره بهشت است که خدا در همین دنیا برای ما قرار داده است. اما آیا دستیابی به این گنج، بدون رنج امکان‌پذیر است؟ و آیا بهره‌مند شدن از این بهشت بی‏هیچ دغدغه میسر است؟

خداوند می‌فرماید: «آیا گمان کرده‌اید که داخل بهشت می‌شوید در حالی که هنوز آزمون‏هایی که پیشینیانِ شما را در برگرفت، برای شما روی نداده است؟ آنها دچار گرفتاری‌ها و سختی‌های بیچاره کننده شدند و به لغزش و تزلزل افتادند.»(10)

نیز می‌فرماید: «آیا مردم گمان کرده‌اند به همین حد که به زبان گفتند ایمان آوردیم کافی است و دچار امتحان نخواهند شد؟»(11)

نه! چنین نیست. خداوند بهشت آخرت را رایگان به کسی نمی‌دهد و به همین ترتیب گنج پرنعمتی همچون امام مهدی را نیز ارزان در اختیار کسی نمی‌گذارد، بلکه برای برخورداری از محضر پرفایده او انسان‏ها را می‌آزماید.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 

قصدِ نکوهش نیست، بیایید کار سازنده‌ای بکنیم!(۳)

 

ما شیعیان باید پا به پای گسترش تلاش‏های شخصی‏مان برای بهبود زندگی دنیوی و حیات اخروی‌مان‌، روح توسل و تمسک به امام عصر را در خود زنده کنیم. اگر چنین کنیم آن وقت است که امام زمان علیه السلام در زندگی ما حضور معنوی می‌یابد و نقش می‌آفریند. باید همواره در دل و بر زبانمان ذکر یا صاحب الزمان جاری باشد. در این صورت از جانب ملکوت یاری خواهیم شد و زندگیمان متحوّل می‌شود، راه خیر و نیکی پیش پایمان باز خواهد شد و  از ارتکاب بدی‏ها و زشتی‏ها مصون خواهیم ماند. هر قدر این توسل و تمسّک به امام عصر علیه‌السلام در ما شدید‌تر باشد، توفیقمان در کار‌های نیک و دوری‌ از امور ناپسند بیشتر خواهد بود.

درست است که ما شیعیان نسبت به دیگر مردم دنیا این امتیاز را داریم که امام زمانهٔ خویش یعنی این گنج پرنعمت الهی را می‌شناسیم، و از این بابت هم باید خدا را شاکر باشیم، لیکن باید بپذیریم که می‌بایست خیلی بیش از آنچه هست به امام زمان علیه السلام مراجعه، توسل و توجه داشته باشیم.

گسترش توجه به امام عصر -که درود خدا بر او باد- دو فایده در پی دارد: فایده اولش بهتر شدن و ارتقای سطح زندگی کسانی است که خود را با آن حضرت پیوند می‌دهند و فایده دومش خارج شدن آن دانای غریب از انزوا و کم شدن غربت ایشان است. گفتیم که بخشی از غربت امام عصر علیه‌السلام به همین استفاده نکردن ما از ایشان برمی‌گردد. شیعه یا هر شخص دیگر، اگر از نعمت وجود ایشان بیشتر آگاه باشد، طبیعتاً بیشتر به آن حضرت رغبت و اشتیاق می‌ورزد و همین رغبتِ بیشتر به ایشان باعث کم شدن غربت آن حضرت ‌گشته، زمینه تجلیل از آن بزرگوار را در جامعه فراهم می‌آورد.

خلاصه آنکه اگر می‌خواهید او را یاری کنید یکی از راه‌های پیش روی شما این است که خبر او، یعنی خبر حضور او و خبر برکات وجود او را به دیگران برسانید. به‌ دیگران بگوئید که: «خداوند، امامی زنده و حاضر را به عنوان پناه برای ما برگزیده و به ما دستـور داده که خود را در سایه او قرار دهیم تا از درماندگی‌ها نجات یابیـم و به سعادت‌هـای دنیـا و آخـرت دست یابیـم.»

به دوستان و اطرافیان خود بگوئید که: «ما امامی زنده داریم که نزد بینادلان همواره حاضر است و چون خالصانه فراخوانده شود، می‌آید و راه می‌نماید، مشکل می‌گشاید و غم و رنج می‌زداید.»

به آنها بگوئید: «امام شما زنده است و نزد او برکات فراوانی وجود دارد. علم هست، هدایت هست، شفا هست، شفاعت هست، حمایت هست، انس و رفاقت هست، هم غنا و هم قناعت هست، یعنی به شما هم غنا و هم قناعت می‌بخشد، آری نزد او تمام این گنج‌ها  و هزاران هزار نعمت دیگر وجود دارد. پس به او متوسل شوید و دامن‌های خود را از عطایای او پر کنید!»

مطمئن باشید که اگر این پیام را به درستی به یکدیگر منتقل کنیم و پی در پی آن را به هم یادآوری نماییم توجّه عمومی‌مان به امام زمان علیه‌السلام بیشتر خواهد شد و در نتیجه، این کعبه فراموش شده بیش از پیش شاهد زائرانی پرشور خواهد بود و غبار غربتش با گلاب توسل مردم زدوده خواهد گشت.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 

قصدِ نکوهش نیست، بیایید کار سازنده‌ای بکنیم!(۲)

 

اگر این پیام‏رسانی به درستی انجام شود خواهیم دید که گروه‏هایی از مردم با شوق فراوان به این چشمه حیات روی خواهند آورد و در نتیجه، از گستره غربت آن حضرت کاسته می‌شود. البته شیطان در برابر این پدیده مبارک بی‌تفاوت نخواهد نشست. او نیز به تلاشی گسترده در جهت عقیم ساختن تلاش‌ شیعیان دست خواهد زد و معرکه‌ای به پا خواهد کرد. مهم این است که ما از رویارویی با لشکر شیطان نهراسیم زیرا در این کارزار تنها نخواهیم بود. باید بدانیم چون به یاری ولی خدا آمده‌ایم، خدا نیز به یاری ما خواهد آمد و دشمن هر چند توانا و حاضریراق باشد، در برابر خداوند آسمان و زمین خُرد و ناچیز است.

اینک بیایید از میان مردم دنیا توجهمان را برروی جامعه شیعه متمرکز کنیم. یکی از بزرگترین افتخارات شیعه این است که امام زمان خود یعنی این گنج خداداده را می‌شناسد و از وجودش باخبر است. شیعیان درست در لحظات حس‍اسی که دیگران در زیر بار مشکلات مادی و معنوی به زانو در می‌آیند، از یاری آن حضرت بهره‌مند شده و می‌شوند.

به این ترتیب غربت امام زمان در میان شیعیان از جهتی کمتر از غربت ایشان در میان دیگران است. چرا؟ چون شیعه او را می‌شناسد و قدرش را بیشتر می‌داند. اما آیا میزان قدرشناسی شیعه نسبت به گوهر وجود امام عصر قابل ارتقا نیست؟ آیا ممکن نیست که ما با توجه دادن یکدیگر نسبت به امام زمان علیه السلام و به اینکه از ایشان خیلی بیشتر می‌توان بهره برد، غربت آن حضرت را کاهش دهیم؟

چند درصد شیعیان در عموم امور زندگیشان متوجه امام زمان و متمسّک به ایشان هستند؟ باید پذیرفت که درصد زیادی از ما شیعیان در عموم امور زندگی متوجه امام زمان و متمسّک به ایشان نیستیم و این درصد پایین هرگز قانع‌کننده نیست. این تمسک و توسلات اندک به امام زمان در شرایطی است که خداوند آن حضرت را پناه ما در تمام امور زندگیمان قرار داده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 
 

بدان که همه جا سکوت راه حل درستی نیست.
خیلی وقتها باید از او دفاع کنی.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 

بر ســر آنم کـه گـر ز دست بر آیـد

دست به کاری زنم که غصه سر آید

 

قصدِ نکوهش نیست، بیایید کار سازنده‌ای بکنیم!(۱)

 

طرح این مطلب که «امام زمان، غریب است.» می‌تواند به دو هدف صورت گیرد. این کار ممکن است به قصد نکوهشِ «خودمان» یا «دیگران» باشد، به این معنا که در جستجوی کسانی برآییم که زمینه‌ساز این غربت شده‌اند و سپس آنها را ملامت کنیم. البته تمام کسانی که عامل جداشدن جامعه بشری از آن امام آسمانی هستند، شایسته ملامت و نکوهش‌اند، لیکن قصد ما در اینجا طرح شکایت و ملامت کسی نیست. 

 هدف، در اینجا نه سرزنش عاملان بروز مشکل بلکه اقدام جهت رفع مشکل یا لااقل کم کردن شدت آن است. باید قبول کنیم که بسیاری از مردم روزگار ما با این نعمت الهی روی ستیز ندارند، بلکه تنها از او غافل‌اند. آنها اساساً نمی‌دانند که خداوند چنین نعمتی را برای‌ آنها قرار داده است و همین ندانستن‌شان است که به غربت آن مولا دامن می‌زند. در اینجا کاری نداریم که این افراد در ندانستن و غفلتشان تقصیر دارند یا ندارند. باز تأکید می‌کنم که در این مقام در صدد ملامت و نکوهش کسی نیستیم و به دنبال مقصر نمی‌گردیم.

آنچه باید بدانیم این است که اکنون این جهل و بی‌خبری اتفاق افتاده و فراگیر شده است. همچنین باید بدانیم که این جهل فراگیر، قابل درمان است. دوای جهل‌هایی از این قبیل تبلیغ و پیام‏رسانی است. اگر ما پیام وجود چنین نعمتی را به مردم جهان برسانیم بسیاری از آنان به جهت نیاز و شوقی که به او دارند به سمت او متوجه می‌شوند. در اثر پیام‌رسانی جهل از بین می‌رود، گرایش به منبع خیر فراگیر می‌گردد و در نتیجه از بار سنگین غربت آن حضرت کاسته می‌شود.

 هر یک از ما باید این پیام را به کسانی که مخاطبمان هستند منتقل کنیم که: «خداوند برای مردم هر زمان امامی قرار داده تا پناه آن‌ها باشد. او همچون چشمه آب گوارایی است، برای تشنگی‌های تمام انسان‌های کمال‌جو.»

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 تیر1386ساعت   توسط کاتب  |